`
خواهشمندم از لینک کردن این وبلاگ خودداری کنید. متشکرم.
روایت این خانه .
عمده نوشته های اخیر این وبلاگ، مزه مزه کردن ما است، داستان و داستان واره را.
بنابراین هرگونه شباهت با اشخاص یا رویدادهای حقیقی و حقوقی! اتفاقی است.
حدیث روز
پیوند ها
موج
بالاترین
تورجان
حیدریم
راز سر به مهر
کانون زنان ایرانی
آقا اجازه؟
کلاشينکف ديجيتال
سوشیانت هزارم
تلخ نوشتهای یک مشهدی
نیک آهنگ کوثر
مشاری العفاسی
لغتنامه دهخدا
سفیرلینک
نگاه نو
فراکاو
دیده بان
یک لیوان چای داغ
رستاک (اقتصادی)
بر ساحل سلامت
کوروش علیانی
مکتوب مهاجرانی
مسعود بهنود
فهیمه خضر حیدری
مسیح علی نژاد
شور و شر
نمایندگی مجاز
انار ترش
خاطرات جبهه
اقتصادی
مجاهدین
گاوخونی
خاطرات یک اردیبهشتی
از نوی ریواس
یک دریچه آسمان
دلاویزترین
ترشیده دختر
سیاوشون
یا ایها المسلمون اتحدوا
ویولت
مهساد
آفتاب
خانم شین
میرزا قلی خان راپورتچی
چند قدم نزدیکتر به خدا
از جنس خدا
عباس معروفی
شايد سخن حق
یک ایرانی در آمریکا
با خاطراتم در سرزمین لاله ها: هلند
ناگفته های انقلاب 57
بلوط
تاریخی
دیوار نوشته هایم
لیلة القدر
تیوا
خرچنگ زاده
لینکستان اعتقادی
یک محسن تازه
سرودهای انقلابی
دایره
آخرین باافلاکیان!
با افلاکیان
یادداشتهای فقهی و حقوقی
انکراتیک
رنگ حجاب (آقای جناتی)
آواز ایرانی
ایساتیس
بتکده
دیروز و امروز
آرشیو وبلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
فرانک، یک چیزی، یادم باشد در وصیت نامه ام هم بنویسم، یادم رفت، تو یادت باشد.
بعد از من، می روی، به این گاوخونی می گویی، نفرین!
همین یک کلمه بس اش است.
اگر خیلی التماس کرد و توضیح خواست که چرا نفرین؟، برایش بگو آهنگ اش، نوشته هایش، چقدر پیچاندمان، دلمان را، روحمان را. سه صدم ثانیه، افسردگی را تزریق می کند در تک تک گلوبول های قرمز ات. که بروند همه جای بدنت خوب سرک بکشند. با آن آهنگش... گاوخونی نامرد. با آن بانویش... با آن ادبیاتش...
یادت نرود ها. من یادم رفت در وصیت نامه بنویسم، تو یادت باشد. یک کلام، برو از طرف من بهش بگو، نفرین!
آهان یادم رفت، از آن سیگارهایی هم که راه به راه می کشد، یکی را خاموش کن وسط پیشانی اش...
البت دختری، لطیفی. شاید نگذارد. بگو وصیت من است. گوش می دهد. چقدر حرصمان داد نامرد، با آن سیگارهای راه به راهش...
نفرین بر تو گاوخونی! نفرین.
شرمنده عمرم.
یاد فیلم ندیده سگ کشی می افتم، بعضی چیزهایی را که در وصیت نامه می نویسم برای تو.
آخر تو خیلی لطیفی، برای این دنیای پست ما، فرانک.
خیلی لطیف...
سیگار روشن را می دهی پک بزند که قشنگ گر بگیرد، بعد خاموش کن درست وسط پیشانی اش.!
نظرها () | ۱۳۸٧/٤/٢٢

